السلمي

317

مجموعة آثار السلمي

امّا جوامع آداب الصوفية ( كه مجموعه‌ايست از قواعد سلوك ) ظاهرا نخستين رسالهء مفردى است كه تا آن زمان تماما در شرح بسيارى از آداب پراكنده نوشته شده است . « 23 » انگيزهء سلمى در تأليف جوامع بايد همانند همان انگيزه‌هائى بوده باشد كه همواره أو را به تأليف وامىداشته است . از سويى جامعهء صوفيه در عصر أو در جهت وحدت وانسجام حركت مىكرد وهمين امر خود اقتضا مىكرد كه آداب ودستورالعملهاى تصوف به صورت روشن ودقيق تعريف وتبيين شود . از سوى ديگر ، مذهب رسمي كه مذهب أهل سنّت بود روش زندگى صوفيانه را مورد حمله قرار مىداد وصوفيه نيز ناگزير بودند از خود دفاع كنند . به همين دليل است كه سلمى تأكيد مىكند كه منظور أو از نوشتن اين رساله اين بوده است كه حقيقت را به منكران صوفيه ، كه بدون اينكه براستى ايشان را بشناسند از سيره وآداب ايشان انتقاد مىكنند ، تفهيم كند ( 2 ) . « 24 » اين آداب ، از نظر سلمى ، نه تنها با موضع أهل سنّت مطابقت دارد ، بلكه خود مستقيما بر سيرهء شخص پيغمبر ( ص ) مبتنى است . « 25 » قسمت أعظم مقدمهء جوامع ( 1 تا 7 ) صرف اثبات همين دعوى شده است . دليل عمده‌اى را كه سلمى در اين قسمت اقامه كرده است مىتوان بدين صورت خلاصه كرد : خداى تعالى انسان را به زينت أدب مزيّن كرد تا بدين وسيله أو را به خود هدايت نمايد « 26 » . كمال زينت أدب را پيغمبر أكرم ( ص ) كه همهء فرمانهاى خدا را در قرآن موبه‌مو اجرا مىكرد كسب نمود « 27 » ( وأجلّ زينة في آداب الخلق الذي زيّن الله

--> ( 23 ) . ابن نديم از رساله‌اى ياد كرده است به نام الجامع الصغير في الآداب تأليف علي بن محمد المصري ( ف 338 / 50 - 949 ) ( فهرست ، چاپ فلوگل ، 2 ، لايپزيگ ، 1872 ، ص 185 ) ؛ ولى اين اثر مفقود شده است ولذا در باب ماهيت آن نمىتوان حكمي كرد ( رك : ( Meier , op . cit . , pp . 490 - 1 . ( 24 ) . ارقامى كه با حروف سياه مشخص شده راجع است به بخشهاى مربوط در متن . ( 25 ) . ولى باز هم اين مانع نشد كه ابن جوزي دست از انتقاد خود از سلمى بردارد . وى سلمى را متهم كرده است كه آداب خاصي را متعلق به صوفيه اشاعه مىداد كه مغاير آداب مقبول ساير امّت مسلمان بود . رك : تلبيس إبليس ( قاهره ، 1928 ) ، ص 164 . ( 26 ) . اين عقيدة مبتنى بر حديثي است كه نزد فرقه‌هاى صوفيه مشهور شده است : « ان الله ادّبنى فأحسن أدبي ( يا تأديبى ) ( جوامع 7 ، ومراجع ياد شده در آنجا ) . پروفسور كيستر ( در مشافهه به من ) متذكر شده است كه اين حديث ( به صورتي ديگر ) در كتاب الفاضل محمد بن يزيد المبرّد ( قاهره ، 1375 ، ص 14 ) نقل شده است . اين نشان مىدهد كه حتى بيش از يك قرن پيش از سلمى اين حديث رايج بوده است . بعدا همين حديث را براي اثبات برترى حضرت محمد ( ص ) نسبت به ساير أنبيا نقل كردند . رك : كتاب اللمع ، أبو نصر سراج ، به تصحيح نيكلسن ( ليدن 1914 ) ص 142 . ( 27 ) . بنگريد : التستري ، تفسير ( قاهره 1329 ) ، ص 107 ، به نقل از يادداشت كيستر در آداب الصحبة ، ص 22 .